ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
378
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
سيد محمد 31 كه از علماء معروف و صاحب تأليفاتى است ، و در « روضات : 651 » در عنوانى مخصوص ترجمه شده ، و ديگر مرحوم سيد ناصر الدّين احمد 34 بن سيد محمد 33 بن امير روح الامين 32 مذكور كه در ( ص 649 ) او را ذكر كرده ، و فرمايد : وى روايت مىكند از فاضل هندى و از او مرحوم ميرزا ابراهيم قاضى ( ره ) . ديگر امير اسماعيل 36 واعظ كه در عمود اين نسب افتاده ، و در « ارشاد المسلمين : 38 » او را ذكر كرده و فرمايد : امام جماعت و واعظ در مسجد شاه اصفهان بوده ، و چندين كتاب تأليف كرده و فرزندان چندى ذكورا و اناثا داشته ، انتهى . و فرزند او مير محمد باقر 37 چنانكه هم در آن كتاب ( ص 38 ) فرموده از علماء عصر خويش و امام جماعت در مسجد شاه و مدرس مدرسهء ميرزا مهدى در لب جوى باباحسن در محلهء بيدآباد بوده و ثروتى بسزا داشته و از صاحب عطاهاى آن عصر شمرده مىشده و كتب چندى تأليف كرده و از جملهء نعم حضرت حق تعالى بوى اينكه هفت نفر پسر داشته همه فريد دهر و يگانه عصر ، انتهى . و همانا فرزند اول او مرحوم مير محمد صادق 38 بوده كه در مسجد شاه امامت جماعت و هم آنجا در منبر موعظه مىنموده و تأليفاتى دارد و در زمان خود در اصفهان شهرت و اهميت و علو مقامى زايدالوصف داشته چندانكه حكومتهاى آن عصر در اصفهان بدون رأى او اقدام در عملى نمىكردهاند و در أثر اين همت و علو مقام اولاد او و برادرانش بوى منسوب و خود سرسلسلهء جماعتى از سادات شده كه آنها را سادات مير محمد صادقى گويند . و اينجا شعبهاى از ساير سادات مختارى جدا گشته و چهارمين بار سلسلهئى مخصوص از عمودى معلوم از أولاد حضرت امير المؤمنين عليه السلام تشكيل طايفهئى دادهاند . يعنى اول حسينى ، كه از ساير أولاد آن جناب جدا و منسوب به حضرت سيد الشهداء عليه السلام گرديدهاند . دوم اعرجى ، كه منسوب بجناب عبيد اللّه الاعرج 5 و از ساير سادات حسينى متميز شدهاند . سوم مختارى كه منسوب بعمر المختار 13 و از ساير سادات اعرجى منفصل گشتهاند . چهارم مير محمد صادقى كه منسوب به اين مير محمد صادق و از ساير سادات مختارى جدا شدهاند و تاكنون به همين كلمهء مير محمد صادقى معروفاند ، اگرچه بعدا نسبت بمرحوم صاحب عنوان خود را مدرس هم گفتهاند ، ليكن تميز تمام آنها تاكنون به همين كلمهء مير محمد صادقى مىباشد .